از منابع تا موفقیت: رفتار یک تصمیم‌گیرنده در قبال داده‌های بزرگ

از منابع تا موفقیت: رفتار یک تصمیم‌گیرنده در قبال داده‌های بزرگ

از منابع تا موفقیت: رفتار یک تصمیم‌گیرنده در قبال داده‌های بزرگ

در چشم‌انداز داده‌های بزرگ میلیونها داستان در حال به پایان رسیدن هستند – البته نه همه‌ی آنها. تعدادی از بازاریابها با ظرافت با داده کار می‌کنند تا کسب و کار خود را به سوی موفقیت هدایت کنند. اما دیگر بازاریابها با بزرگتر و پراکنده‌تر شدن داده‌ها در حال کلنجار رفتن هستند.

اما در دسترس بودن داده‌ها، به تنهایی مسائل داده‌ایی مشتریانِ بازاریاب‌ها را حل نمی‌کند. آنها برای برداشت از مزایای همه‌ی این داده‌ها، نیاز دارند تا آنها را تبدیل به بینش عملی کنند. برای فهمیدن ارزش داده‌ها لازم است داده‌ها کاملا یکپارچه شوند. سوال این است: شما چگونه به وظیفه‌ی آمیختن داده‌های بزرگ یا هر گونه داده‌های دیگر عمل می‎‌کنید؟

هر راه حل خوبی با یک صورت مسئله‌ی روشن آغاز می‌شود

اکثر مواقع، یکپارچه کردن داده‌ها با پرسش «چرا ما از همه داده‌هایی که در اختیار داریم استفاده نمی‌کنیم؟» توسط یک نفر در سازمان که معمولا هم یک مدیر بلندپایه است، آغاز می‌شود. این پرسش معمولا بدون زمینه، بدون فرایند یا هدف مشخصی پرسیده می‌شود.

سپس تیم تحقیقات به همکارانشان مراجعه می‌کند و همین سوال تصادفی و نامتمرکز را می‌پرسد. اصلا اگر تیم تحقیقات به همکارانشان مراجعه کند و همین سوال را بپرسد، یک جواب عجولانه این خواهد بود: «جریانهای داده‌ای را با کمی برنامه‌ریزی و تاکید بر تکنولوژی کنار هم قرار دهید». تجزیه منابع مهم است؛ اما اگر این کل کاریست که انجام می‌دهید، پرسش شما بی پاسخ خواهد ماند، هنوز هم داده‌های زیادی دارید، اما هنوز قادر به تصمیمگیری به وسیله آنها نیستید. استفاده موثر از منابع داده‌ایی متعدد باید با سوالات، مسائل یا موضوعات کسب و کاری روشن آغاز شوند. بدون اینها، شما به سادگی در حال بزرگتر کردن انبار کاهی هستید که سوزنتان در آن گم شده است. فرایند بیان کردن این سوالات لازم نیست پر زحمت باشد. نوشتن ساده‌ی چیزی که شما و/یا شرکتتان برای رسیدن به آن تلاش می‌کنید یک شروع خوب را فراهم می‌کند. سپس یک موضوع را اولویت‌بندی و کند و کاو کنید تا سوالات کسب و کاری صریحی نمایان شوند.

۲- داده‌هایی که نیاز دارید با جوابهایی که دنبالشان میگردید معین میشوند

ادبیات پر از داستانهای جستجوگرانه است که در این داستانها (مثلا اودیسه یا فرودو)، نقش اصلی در جستجوی هدفی است و برای رسیدن به آن کار می‌کند.

یکپارچه کردن داده‌ها هم متفاوت نیست؛ سوالات و موضوعات کسب و کاری به شما کمک می‌کنند تا یک هدف تعیین کنید. داشتن منابع داده‌ای متعدد که می‌توانند به روشهای مختلفی ترکیب شوند برای قهرمان ما مسیرهای زیادی ایجاد می‌کند. جستجوهای موفق یک رگه‌ی مشترک دارند، تمرکز.

وقتی ایندیانا جونز دنبال آرک میگشت، روی هدفش متمرکز شد. لازم است همین نظم در راستای تلاشها برای یکپارچه کردن داده‌ها اعمال شود. در حوزه‌ی تجزیه‌ی داده‌ها، تمرکز با داشتن منابع و مقدار درست داده‌ها به دست می‌آید؛ داده‌های بیش از اندازه می‌تواند شما را از مسیر دور کند.

شما می‌توانید با ایجاد اهداف کسب و کاری صریح، یک مدل تحلیلی ساده بسازید که به شما کمک کند تا تعیین کنید در مورد چه منابعی تحقیق کنید یا چه منابعی را ترکیب کنید. برای مثال، هدف کسب و کار شما افزایش سهم است. این شما را به سوال «چه عواملی سهم بازار را تحت تاثیر قرار می‌دهند؟» هدایت می‌کند. قیمت، محصولات رقابتی و رقابت‌پذیری ارزش پیشنهادی شما،  عوامل داخلی، مثل هزینه‌ها، خدمات و عرضه، عامل مشتری مثل رضایت، درک و نیازها نمونه‌هایی از مصائب بازار هستند.

شما می‌توانید از این «ورودی‌ها» یک سوال کسب و کاری مشخص، مانند، «آیا مدل خدمات ما تجدید خرید را تسهیل می‌کند؟» بسازید. سپس شما می‌توانید منابع مورد نیاز برای رسیدن به جوابتان را شناسایی کنید. داده‌ها معمولا نشئت گرفته از منابع داخلی، اشخاص ثالث و تکنیکهای تک‌کاره مرسوم مانند پرسش از مشتریان هستند. داشتن یک لیست متمرکز از چیزی که نیاز دارید به شما کمک خواهد کرد که در جستجویتان از هدف دور نشوید تا سوالات کسب و کاری مهم روز را شناسایی کنید. مطمئن شوید به چیزی که نمی‌توانید از داده‌های داخلی یاد بگیرید توجه می‌کنید. معمولا فهمیدن چرایی تصمیمات مشتری سخت‌تر است – اما دانستن این «علت» برای هدف گذاری و پیام رسانی موثر لازم است. اینگونه بینش می‌تواند در پرسش از مشتری و گروه‌های تمرکز حاصل شود. مطمئن شوید قبل از منصرف شدن از نقشه کشیدن برای تغییر در بازاریابی، طراحی خدمات یا محصولات منابعی برای فهم انگیزه‌ها، درک و تصمیم سازی مصرف کننده در اختیار دارید.

۳- ابزار کار را آسان می‌کنند – اما مسائل کسب و کار را حل نمی‌کنند

یکپارچه کردن داده‌ها می‌تواند بی نظم باشد. بسته‌های داده‌ای از منابع مختلف با نظم کنار هم قرار نمیگیرند. در واقع ممکن است وقت بیشتری صرف کنار هم قرار دادن داده‌ها کنید تا تجزیه داده‌ها. محیط کسب و کاری امروزه بیش از حد نسبت به اینگونه کندی، سریع حرکت میکند. اینجا تکنولوژی وارد می‌شود. در میان زنجیره‌ی ارزش، برنامه‌ها و سرویس‌ها می‌توانند کمک کنند تا داده‌ها را کنار هم قرار دهید (Hive را مد نظر بگیرید) و به سرعت تحلیل کنید (Hadoop و دیگران). اما داشتن قابلیت اجرای یک گزارش، بسیار با داشتن قابلیت تفسیر داده‌ها متفاوت است. قدم مهم بعدی، ارتباط برقرار کردن با یافته‌ها و پیشنهادات به یک روش به یاد ماندنی و متقاعد کننده است، تا تغییرات را در سازمانتان شروع کنید.

توانایی تولید تعدادی خروجی را با توانایی بزرگتر ایجاد پیشنهادات کسب و کاری و فعالیتهای انگیزنده اشتباه نگیرید. برای این امر، شما به متخصصینی که زمینه کسب و کار را می‌فهمند، می‌توانند از داده‌ها معنی استنتاج کنند و می‌توانند به طور موثری با سهامداران عمده ارتباط برقرار کنند، نیازمندید. این افراد لازم است نقطه‌ها را به هم وصل کنند، از منابع متعدد بینش استخراج کنند، مدلها را تفسیر کنند و منابع متراکم را از هم باز کنند.

دوباره راجع به ایندیانا جونز فکر کنید. شبیه ابزار او، مثل شلاق معروفش، تکنولوژی داده‌های بزرگ یک ابزار است. این تواناییش، فهمش از موقعیت‌ و بصیرتش است که به او اجازه میدهد با موفقیت به دنبال گنجهایی که دنبالشان است بگردد.

۴- گذشته را مرور نکنید، آینده را ببینید

وقتی داده‌ها را تجزیه میکنید، شما به سادگی در حال نگاه کردن به الگوهای ظاهر شده در گذشته هستید. این میتواند به شما کمک کند که بفهمید ممکن است در آینده چه چیزی قرار داشته باشد – اما همچنین ابزارهای تحلیل قوی وجود دارند که می‌توانند در لحظه داده‌ بگیرند و پیش‌بینی کنند چه اتفاقی خواهد افتاد.

تصور کنید مدیران فروش شما به داشبوردی دسترسی داشتند که امروز به آنها اجازه میداد ببینند باید روی چه بخشهایی از تجربه‌ی مشتری تمرکز کنند تا مکالمه را به حداکثر برسانند. و حیطه‌های تمرکز برای یک بازار ترندهای فروش ویژه‌ی آن مکان، با احتساب اقتصاد کلان، جغرافی، آماری و تاریخی میبودند. این ابزار در یکپارچه سازی و تحلیل داده‌ها امکان میابند. نیاز شما برای مرور گذشته برای گرفتن تصمیمات استراتژیک ادامه خواهد داشت؛ اما داشتن ابزار تاکتیکی که رفتار درست را به نقطه فروش می‌رساند در حال ضروری شدن برای یک نیروی فروشِ توزیع شده است.

استفاده از داده‌ها از منابع متعدد یک الزام برای هر بازاریابی است. تلاش کردن با برنامه‌ی مشخص کلید موفقیت است، همانطور که ماندن چیزی که در گذشته باعث موفقیتتان شد – توانایی شما در تفسیر داده‌ها و استفاده از آن برای تصمیم گیری.

منبع: greenbookblog



هنوز کسی نظر خود را ثبت نکرده، شما نفر اول باشید.

ثبت یک دیدگاه

سوالات بیشتری دارید؟ با ما تماس بگیرید

تماس با ما